تبليغاتX

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

PT...88

PT...88
 

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 توسط جناب آقای نوری
سلام....

خو ب خوب....

میبینم که همه دوستان توی حال و هوای عیدند....ههههه....یه عکس گرفتم گفتم شما هم ببینید ، فقط موندم این همه ماهی اینجا چطوری نفس میکشند.:))))

خلاصه سال نوی خوبی داشته باشین...

خوب دیگه بریم سر اصل مطلب...

عیدی قبلیم که یادتونه(کتابا رو میگم!) خلاصه این دفعه هم با یه عیدی باحال! اومدم.

fluidotherapy رو که یادتونه؟!(همون مدالیته ی درمانی که توی الکتروتراپی ۱ خوندیم اما متاسفانه دستگاهش در اصفهان نیست که عملیش رو ببینیم)

خوب براتون دو تا کلیپ تصویری آوردم که با دیدنشون قطعا اگه یه دستگاه fluidotherapy جلوتون بزارند به راحتی میتونید باهاش کار کنید

کلیپ اول فقط یه کلیپ توضیحیه در مورد فلویدوتراپی که دکتر روزنبرگ رییس! فیزیوتراپی دانشگاه نمیدونم چیچیه!! کانادا اونو توضیح میده که اینقدر انگلیسی اون سادست که به راحتی همه ی توضیحاتش رو میشه فهمید که اینو برای آشنایی گذاشتم که دیدنش آموزنده است و خالی از لطف نیست.توصیه میکنم این کلیپ رو اول ببینید بعد برید سراغ کلیپ دوم.

برای دانلود کلیپ  اینجا کلیک کنید(حجم ۴ mg)

اما کلیپ دوم که همون کلیپ اصلی باشه کلیپی است بدون صدا که ابتدا به صورت نوشته خود فلویدوتراپی و موارد استفاده و موارد منع و احتیاط و .... رو توضیح میده بعد مرحله به مرحله نحوه ی استفاده از این مدالیته رو روی دستگاه نشون میده مثلا نحوه قرار دادن پوزیشن بیمار، تنظیم دکمه های رو ی دستگاه و .....خلاصه اینکه به طور کامل همه چیز رو به صورت عملی مثل کلاس درس! نشون میده.

برای دانلود کلیپ اینجا کلیک کنید.

خوب اینم از عیدی دوم! ما...

بازم سال جدید رو به همتون تبریک میگم.هر جا که هستین خوش باشین.

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم اسفند 1389 توسط نرگس یوسفی
شیرینی عید امسال با اتفاقی که برای مردم ژاپن افتاد کمی تلخ شد

این اتفاق انقدر مهیب و مخرب بود و صدمه های جبران ناپذیری رو بوجود اورده که قلب هر انسانی رو به درد میاره...

برای ما ایرانی ها عید نوروز خیلی خاصه چون تنها عیدی هست که از ایران باستان هنوز پابرجا مونده و همه باهم در کنار هم جشن میگیریم.

امسال هم بهار داره میاد تا شادی رو برامون هدیه بیاره.

و فرصتی دوباره بهمون میده تا برای اهدافی که هنوز بهشون دست پیدا نکردیم تلاش بیشتری کنیم.

خواستم این عید رو به همه تبریک بگم؛بویژه همکلاسی های خوبم،فیزیوتراپیست های عزیز وهم دانشکده ای هام .

 

ارزو می کنم که بهار برای ما با بهاری دوباره برای مردم ژاپن همراه باشه و حداقل اتفاقات بد انتظارشون رو نکشه.

امیدوارم توی سال جدید گروه فیزوتراپی دانشکده یه تکون اساسی به خودش بده وما و خودش رو از این حال و هوای خفه وساکن در بیاره.

دوست دارم تو سال جدید همه با هم برای تغییر دیدمون نسبت به اطراف تلاش کنیم.

بیایم تو سال جدید همه دانشجویان فیزیوتراپی برای  dpt شدن فیزیوتراپی تلاش کنیم؛ حتی اگه جز مخالفین هستیم.نه برای خودمون.برای دیگران.

سعی کنیم توی سال جدید به فکر هم باشیم به قول سیب خودمون یکی برای همه،همه برای یکی.

بیایم توی سال نو برای یاد گرفتن درس بخونیم نه برای نمره.

امیدوارم توی سال جدید در رشته فیزوتراپی تغییرات عمده ای رو شاهد باشیم چه در سطح دانشجویی و چه در سطح های بالاتر مثل دانشکده و انجمن.

ارزو می کنم در سال جدید اجرایی شدن dpt رو با پذیرش همه دانشجویان و نه تنها تعداد محدود رو شاهد باشیم.

ارزو می کنم در سال جدید جناب محققی و دوستان طب فیزیکی از خر محترم شیطون پیاده بشن .

ارزو می کنم در سال جدید وزیر محترم بهداشت هم بیشتر به ما توجه داشته باشه و محبتشو از ما دریغ نکنه.

انشالا در سال جدید شاهد تغییر رویه در انجمن خواهیم بود.

ارزو می کنم در سال پیش رو بجای لحظات تلخ لحظات شیرینی رو رقم بزنیم.

 .

.

.

 و بالاخره

امیدوارم در سال جدید باهم بودن رو بیشتر تمرین کنیم.

باهم خندیدن و حتی با هم گریه کردن رو .... 

بیاین تو سال جدید دوست داشتن و دوست داشته شدن رو بیشتر تمرین کنیم.

بیاید نه فقط برای خودمون بلکه برای هم زندگی کنیم.

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389 توسط نرگس یوسفی

به قول يه بچه ها سال كه ساله....دهه ۸۰ هم داره تموم ميشه...حالا خوشي و خرميش رو نمي دونم

ميخوام دوباره از dpt بگم.

الان چندتا بحث هست كه لازمه براتون بگم.البته مختصر ميگم خودتون ميتونين توي وبلاگ بچه ها كامل بخونين.

اولين مورد تماس با رياست جمهوري هست و درخواست حقمون.

دومين مورد بحث ادغام وزارت بهداشت و وزارت رفاه هست كه هنوز معلوم نيست به نفع dpt هست يا نه؟!

سومين مورد از همه مهمتره.

ما روزهاي سختي رو باهم پشت سر گذاشتيم.

باهم بوديم.يك دل و يك صدا

الان توي ايام عيد و تعطيلي كلاساس...همه رفتن خونه هاشون  كنار خانواده

ميخوام اينو بگم كه درسته كه هذكدوممون توي يه شهر و دياري هستيم اما دليل نميشه كه دست از تلاش بكشيم و اهدافمون رو از ياد ببريم.

مي خوام بگم اگه نميتونيم حضور داشته باشيم ميتونيم از ابزار قدرتمندي به نام قلم استفاده كنيم.

اين چند هفته ي پيش رو يكي از حساس ترين روزهاييه كه انتظارشو مي كشيم.

و چه بهتر كه بيايم با قلمون بنويسيم و بگيم كه ما هنوز هم هستيم.

تا اخر

يك دل و يك صدا

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و یکم اسفند 1389 توسط جناب آقای نوری
سلام مجدد...!

بالاخره یه پست با محتوا گذاشتم...هههههه

جوگیر شدم امروز بعد از یه 2 ساعت جستجو نتیجه این شد....؟!!!

کتاب اول کتاب Muscle Testing نوشته ی Daniel رو براتون پیدا کردم...

فرمت کتاب PDF هست و ویرایش هشتم(آخرین ویرایش کتاب ساله ۲۰۱۰) هست با حجم فوق العاده کم ۱۶ مگابایت....

برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید.

کتاب دوم کتاب PNF In Practice هست که رفرنس اصلی درس PNF هست و البته ویرایش سوم ماله سال ۲۰۰۹ که حجم فوق العاده کمی(۱۰ مگابایت) داره....

برای دانلود کتاب اینجا رو کلیک کنید.

کتاب سوم کتاب Muscle Testing Kendall هست که رفرنس دیگری برای درس MMT هست که واقعا کتاب کمیابی بود و عملا با هزار بدبختی پیداش کردم و ویرایش ۵ ماله سال ۲۰۰۶ هست .که متاسفانه حجمش زیاد بود(حدود ۱۰۰ مگابایت ، البته کیفیتش واقعا بی نظریه...البته کیفیت بقیه کتاب ها هم که گذاشتم فوق العاده است اما این واقعا بی نظیره) و چون رفرنس اصلی نیست برای همین برای دانلود نذاشتم.....خلاصه اگه شد میدمش به خانم حسینی توی بسیج دانشکده تا به بچه ها بدند.

خوب بچه ها اینم از عیدی اینترنتی من....!!!ههههههههههههه

فعلا.....

 تا عیدی!! بعدی که بهتون بدم(شایدم شما بهم بدید!!!) 

(با تشکر از دوست بسیار خوبم مهندس لطفی)


نوشته شده در تاريخ جمعه بیستم اسفند 1389 توسط جناب آقای نوری
سلام....!

آره اسم نویسنده رو درست خوندید....!

یازم منم....هههههههههههه

حتما با خودتون میگید که این دفعه دوباره اومده چه خزعبلاتی!! ببافه و بره بعدم توی نظرات؟! جنجال راه بندازه.....:))))

درست فهمیدید.....این دفعه مطلب کاملا مسخرست...میتونید نخونیدش  :دی

در هر حال اومدم بگم آقا رفته بودیم دانشکده ی پزشکی برای کاری!!

بعد داشتیم میرفتیم که سوار همون آسانسور معروفه دانشکده  ی پزشکی بشیم(در توصیف این آسانسور برای دوستانی که اطلاع کافی ندارند باید بگم که این آسانسور به عنوان وحشتناک ترین آسانسور دنیا شناخته شده که حتی بار ها پیش اومده برای خودم که توی آسانسور به طرز ناگهانی گیر افتادم و با زدن ضربات سهمگین به ۶ گوشه ی آسانسور موجب حرکت دوباره ی اون شدم حتی طی آخرین اطلاعات به دست اومده اعلام شده که این اسانسور تنها به یک مو بنده و جزئ عجایب ۸گانه شناخته شده است...هههههه)(برای اطلاعات بیشتر به بخش آناتومی دانشکده ی پزشکی همون اوله کار سمت چپ مراجعه کنید....) 

برای اثبات گوشه ای از مطالب بالا شما رو ارجاع میدم به عکسی از آقای حسینی زمانی که ایشون در حین پیاده شدن....آسانسور بین زمین و هوا گیر افتاده بود و با زمین خدود ۳۰سانیت متر فاصله داشت و باید میپریدی تا بتونی ازش پیاده شی....

آقا تا که ما به دم در بخش آناتومی رسیدیم من با این جمله روبرو شدم که ۳ نکته توی اون حائز اهمیت بود برام....:

۱-بالاخره بعد از سال ها تصمیم به بازسازی این بنای تاریخی و فسیل شده گرفته شد.

۲-اما نکته ی جالب تر نوشته شدن واژه ی فوق العاده قریب به ذهن ثانویه در اعلامیه ی ترحیم این آسانسور بود که من به عنوان مدرک عکسش رو هم براتون گذاشتم....هههههه

۳-این نکته رو توی نظرات میگم......هههههه

همین دیگه...پست تموم شد...

نه نه... راستی یه چیزی....

این عکس بالای وبلاگ به نظرتون چطوره؟؟ البته خودم زیاد باهاش حال نمیکنم آخه هر دفعه یه ایده ای بهش اضافه میکردم که قشنگ بشه اما درست نمیشد آخه ما رو چه به طراحی....اما خیلی(حدود ۶ ساعت) براش زحمت کشیدم....جزء به جزءشو خودم درست کردم...خلاصه ما مخلص تمام بچه های فیزیوتراپی ورودی ۸۸ اصفهان....

سال نو رو هم به همتون تبریک میگم هر جا هستید خوش بگذره جای منو هم خالی کنید(و البته اگه کسی هم ناراحتی از من به دل داره همراه با سال ۱۳۸۹ بندازه دورو و دیگه خلاصه حلالمون کنه)....عیدی من هم یادتون نره...(راستی موقع تحویل سال منو هم از دعای خودتون بی نصیب نکنین)

به امید دیدار مجدد....

موفق باشید.

(جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۳۰/۱۱ شب)

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 توسط نباتي
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام


پیشاپیش سال نو را به همه  همکلاسی های عزیز تبریک عرض مینمایم


نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم اسفند 1389 توسط نرگس یوسفی

 

پرواز دکتر کنسل شد.....پانل کنسل شد

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم اسفند 1389 توسط نباتي

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ

 ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

دانی که پس از عمر چه ماند باقی؟

 مهراست و محبت است و باقی همه هیچ.....

 


نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم اسفند 1389 توسط نرگس یوسفی

 

همایش رویکردهای نوین توانبخشی دراختلالات حرکتی؛

همایش در روزهای 11-13 اسفندماه در محل همایش های دانشگاه_گسترش_برگزار میشه.

کلاس های روز چهارشنبه و پنج شنبه به احتمال قریب به یقین برگزار نمیشه!

اما حضور غیاب در همایش انجام میشه...

این همایش با محوریت گروه های مختلف توانبخشی از جمله فیزیوتراپی برگزار خواهد شد.

عناوین پیشنهادی گروه فیزیوتراپی:

Musculoskeletal disorders

Neurological disorders

Cause,Treatment and prevention

دستاوردها و رویکردهاي نوین فیزیوتراپی در اختلالات حرکتی

بیومکانیک و کنترل حرکت همراه مداخلات فیزیوتراپی در اختلالات حرکتی

فرصت ثبت نام کارگاهها به اتمام رسید اما احتمالا دوباره تمدید خواهد شد.

این همایش دارای امتیاز باآموزی هم هست اما نه برای دانشجویان

هزینه ثبت نام برای دانشجویان با ارائه کارت دانشجویی رایگان می باشد!

برای دانشجویان دانشگاههای مهمان هم محل اسکان در نظر گرفته شده که در صورت تمایل میتونید از طریق بنده اقدام کنید.

اما مهمترین قسمت همایش برای ما:

روز اول همایش دکتر ابراهیمی رئیس جلسه هستند.

طبق هماهنگی های به عمل امده نماینده دانشجویان دانشگاه در انجمن مستقل دانشجویی حامی dpt اقدام به برگزاری یک پانل با حضور دکتر ابراهیمی کرده است.

زمان دقیق پانل در همین وبلاگ اعلام میشه.

علت برگزاری پانل با محوریت مباحث dpt معرفی این دوره تحصیلی به عنوان یک رویکرد نوین در کشورمان هست که با حضور هرچه بیشتر دانشجویان فیزیوتراپی پررنگ تر خواهد شد.

حضور شما دانشجویان در این پانل می تواند جبرانی باشد بر تمام کوتاهیی های گذشته مان

پس با حضور در همایش و بالاخص در پانل ضمن حمایت ویژه از دکتر ابراهیمی رئیس انجمن فیزیوتراپی ایران میتونید پاسخ تمام ابهامات و سوال های خودتون در خصوص dpt  پیدا کنید.

حضور شماست که مارو دلگرم به ادامه راه می کنه.

قضیه همون من  تو هستیم که اگه نباشیم.....

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه ششم اسفند 1389 توسط نرگس یوسفی
 

هیچ چیز بهتر از این نیست که ادم یه پشتوانه...به دلگرمی داشته باشه.

وقتی از اقای پارسانژاد بابت حضورش در 30 بهمن تشکر کردم؛می گفت کاری برای ما نکرده.بهش گفتم بزرگواری و لطف شما بود که تشریف اوردید اما در جوابم گفت لطف چیه؟من این کارو برای خودم انجام دادم.(یه چیزی تو این مایه ها.دقیقا حرفشون خاطرم نیست).

اقای پارساژاد این حرف رو زدن اما شاید نمی دونستن که برای ما دلگرمی بودن.اینکه ما،دانشجوها،بزرگان و طلایه داران رشته مون رو در کنار خودمون ببینیم قدرت مضاعفی بهمون میده که باعث میشه هیچ وقت پا پس نکشیم.

دیروز جلسه ی انجمن برگزار شد.

سه تا از بچه ها به نمایندگی از جامعه دانشجویی حضور داشتند.با دکتر ابراهیمی و دیگر اعضا صحبت کردند.در مورد دل نگرانی ها و سوالات و ابهامات.

دکتر ابراهیمی هم با صبر و حوصله و با دلایل قانع کننده با اونها صحبت کردند.

نتیجه تمام صحبت ها چیزی نبود جز ارامش خاطر از همراهی انجمن.از اینکه اونها هم کار خودشون رو انجام میدن و در کنار دانشجو هستند و ازشون حمایت می کنند.

و این یعنی دلگرمی؛

یعنی تنها نیستیم؛

یعنی اگه روزی سست شدیم بزرگتری هست که دستمون رو بگیره  و از جا بلندمون کنه.

 


  •     بنا به پیشنهاد دانشجوها در اسفندماه سمینار dpt با حضور منتخبین دانشجوها برگزار میشه.
  •    از نکات برجسته جلسه دیروز حمایت قاطع و قدردانی دکتر ابراهیمی از دانشجویان بود که بیانگر تداوم فعالیتها و اقدامات٬با محوریت دانشجویان می باشد .
  •     همینجا از طرف خودم و تمام حامیان dpt از دوستان خوبم اقایان عبدالرحمن اهوازیان،مرتضی حسین پور و محمد قره خانی  به خاطر تمام تلاش ها و البته حضور موثر در جلسه انجمن تشکر و قدردانی می کنم.
  •    از دکتر ابراهیمی هم به خاطر تمام تلاش ها و حمایتشون از جامعه دانشجویی کمال تشکر رو دارم .

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم اسفند 1389 توسط سيب

ولی امشب صدای ساز می آید

هوا در خویش می پیچد و امشب یک نفر از جانب یارم ز سمت قله قفقاز میاید

من امشب سخت بیمارم

                                    نه مادر دارم و تا صبح بیدارم

من امشب گاه می لرزم

 گهی با تک تک ساعت میان لرزشم آرام میرقصم

گهی در خویش میسوزم

                                    و گاهی چشم در چشمان این خشکیده چوب درب میدوزم

زمستان است و باز امشب صدای باد می آید

صدای باد در بیداد می آید

گمانم تا سحر امشب دوباره لحظه دیدار می آید...

.

.

.

چه شد آن داد و آن بیداد؟

چه شد حس غریب لحظه دیدار؟

چه شد ای وای خوابیدم؟

نمیدانم ولی این بار هم آهسته لغزیدم

خدایا ای که تو بالای ما آدم نماهایی

تویی که مثل من با خویشتن هر روز تنهایی

ببین آنجا که یارم هست

                                 آرام است و آدم هست؟

ببین دنیای آنجا آسمانش باز این رنگی است؟

 خدایا یار من آن است

                               همین آنی که بر من دزدکی آرام میخندد؟!!


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهارم اسفند 1389 توسط نرگس یوسفی
بعضی اوقات پیش میاد که کار بزرگی می کنیم و بعد وقتی میخوایم شرح اون کار رو برای کسی بگیم واقعا نمی دونیم که باید از کجا شروع کنیم و کدوم مورد رو بگیم که نشون بده واقعا اون کار بزرگ و ستودنی بوده.

وقتی میخوای درموردش بنویسی تمام کلمات ازت فرار می کنند و نمی زارند حرفایی رو که باید بزنی، بنویسی.اون وقته که مثل من باید چند روزی رو صبر کنی تا افکارت متمرکز بشن و بعد شروع کنی به نوشتن.

اون موقع شاید به نظر همه دیر بیاد اما اون کار انقدر بزرگ و ستودنی هست که برای بیانش هیچ وقت دیر نیست.حتی زود هم دیر نمیشه.

دقیقا منظورم از اون کار بزرگ تجمع دانشجویی 30 بهمن بود.

نمی خوام بگم همه نگران بودن از اوضاع سیاسی.

نمی خوام بگم همه دوست داشتیم بیشتر باشیم.

نمی خوام بگم که دوست داشتیم با شخص وزیر حرف بزنیم.

نمی خوام بگم ای کاش وزیر بود خودش با گوشای خودش میشنید حرفای مارو...بچه هارو.

نمی خوام بگم کسی نبود ازمون حمایت کنه.

نمی خوام بگم فقط  اقای پارسانژاد اومده بود و خ مصطفوی.

نمی خوام بگم از مشکلاتی که نگذاشت اصفهانیها و شیرازی ها و سمنانی ها بیشتر باشند و اهوازیها و تبریزی ها و بابلی ها و ... فقط باشند.حتی به اندازه اصفهان و شیراز و سمنان.

 

میخوام بگم ما همه باهم بودیم.

من بودم.تو بودی.اون بود... اما همه باهم بودیم.

همه دستامون توی دستای هم بود.هم صدا بودیم و برای هم بود که اونجا بودیم.

میخوام بگم من و تویی که اومدیم اونجا و کنار هم ایستادیم و شعار سر دادیم ،تا اخر باهمیم.

من و تو فقط ما نیستیم؛ تنها نیستیم.

من و تو کل دانشجوی فیزیوتراپی ایران هستیم.

من و تو فقط نماینده دانشگاهها و فعالین نیستیم.من و تو راهبر و چشم امید دانشجوها هستیم.

من و تو فقط تهران و شهید بهشتی و شیراز و اصفهان و ایران و سمنان و بهزیستی نیستیم.من و تو ایرانیم.

من و تو دانشجو نیستیم.من و تو خانواده بزرگ فیزیوتراپی هستیم.

من  تو تنها نیستیم.فارغ تحصیل ها و فیزیوتراپیست ها هم هستند.

من و تو فقط اونایی که روبروی وزارتخونه دور هم بودیم نیستیم.من و تو تمام دانشجوهای فیزیوتراپی هستیم.

 

من  تو یک دلیم و یک صدا

من و تو باهمیم و این باهم بودن رمز موفقیت ماست

من تنها قدرت ندارم.تو هم تنها قدرت نداری.

اما من و تو قدرتی داریم که رنگ از رخ میبره.

من با تو میمونم.با من بمون.


 

دو تا اتفاق مهم رو پیش رو داریم.

جلسه انجمن؛5 اسفندماه

همایش رویکردهای نوین توانبخشی؛11-13 اسفند ماه.

واقعا نمیتونم پیش بینی کنم که برخورد انجمنی ها فردا چگونه خواهد بود!!!

آیا به کم کاریشون ادامه میدن یا پاسخی برای کم کاریشون دارن؟

آیا قراره وعده های سر خرمن بدن یا سر حرفشون میمونن؟

آیا اونا با دانجو هم سو و هم صدا میشن یا از جاده ی دیگه ای میخوان حرکت کنند؟

آیا و آیا های دیگه!!!!!

در مورد همایش و برنامه ریزی نماینده های دانشجویی در خصوص dpt یک پست کامل خواهم گذاشت!

 


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

بک لینک فا